اطلاعات کامل

 

 تاریخ: 1388/04/09

مديريت خطر ( ريسک )

خطر پذیری چسیت؟
خطر یا خطرات پیرامون ، کدامند ؟ آیا ما آگاهی کامل از هرکدام داریم ؟ آیا ما اصولاً با خطر مواجه می شویم ؟ مثال ساده ای این حقیقت را روشن می کند وسائلی مانند هواپیما و اتومبیل امروزه جزء وسائلی کاملاً ضروری جهت جامعه بشری است . چند روز قطع پروازها در فرودگاه لندن به علت وجود مه آنچنان وضع آشفته ای را به وجود آورد که تصور آن در شرایط عادی زندگی هرگز قابل تصور نبود . ولی همین وسایل همه ساله باعث مرگ و میر هزارها انسان می شود . در کشور خودمان ایران میزان مرگ و میر در جاده ها تقریباً نرخ بالایی دارد و شاید در این مورد ما یکی از بالاترین نرخ ها را داشته باشیم ولی ما هیچ گاه برای خطرات ناشی از استفاده از این وسائل درباره آنها قضاوت نمی کنیم . همواره از جنبه های مثبت این وسائل سخن می گوییم و میزان استفاده از آنها را نشانه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هر جامعه می داریم . خطر در پس زمینه های از زندگی وجود دارد ولی آنچه ذر این نوشتار موردنظر ماست خطر در سیستم های مدیریتی و کنترل آن است . مدیریت خطر که Risk manage نام دارد شاخه جدیدی از مدیریت است که به مقوله خطر و مدیریت و چگونگی کنترل آن می پردازد و. وقتی صحبت از مدیریت خطر پیش می آید نباید چنین تصور شود که مدیریت خطر یعنی کاهش خطر یا حتی حذف آن . خیر ، چنین چیزی نیست زیرا ما چه بخواهیم و چه نخواهیم خطر وجود دارد مدیریت خطر یعنی چگونگی مقابله با خطر و چگونگی کنترل آن .
بیشتر خطراتی که متوجه یک موسسه یا شرکت می شود از طریق تصمیماتی خارج از کنترل موسسه که اصطلاحاً تصمیمات خارجی می گویند ولی بایستی توجه داشت که خطراتی نیز به دلیل تصمیم گیری های درختی نیز متوجه موسسه می شود .
بطورکلی تصمیمات خارج از کنترل موسسه در یک قالب کلی شامل تهدیدات و فرصت ها می شود که فی المثل تهدیدات شامل ورود رقبای جدید به بازار ، ورود تکنولوژی جدید تغییرات در مقررات دولتی به ضرر موسسه ، تغییرات در سستم توزیع ، تغییرات در نیروی انسانی ، در کل جامعه تغییرات در روند مصرف در جامعه ( تغییر الگوی مصرف) .
کاهش درآمدها در سطح کل جامعه ، کاهش هزینه های دولتی و غیره ... از جمله تهدیداتی است که موسسه کنترل بر آنها ندارد ولی بایستی آمادگی مقابله با آنها را پیدا کند . در مقابل موسسه در برابر فرصت هایی که قرار می گیرد که با بهره گیری از آنها می تواند بهترین موقعیت را برای موسسه فراهم آورد . فی المثل افزایش درآمدها در جامعه تغییرات مقررات که قبلاً به ضرر موسسه بوده است ، حذف و یا تضعیف رقبای جدی موسسه ، گسترش بازارهای جدید ، تولید محصولات جدید که می تواند در گسترش فروش سهم موثری داشته باشد . از جمله فرست های مناسبی که موسسه می تواند حداکثر بهره برداری را از آنها داشته باشد . خطراتی که به لحاظ مسایل داخلی متوجه موسسه می شود در دو قالب نقاط ضعف و نقاط مثبت موسسه ارزیابی می شود.
نقاط ضعف چیست ، ضعف مدیریت ـ نیروی انسانی ناکارآمد ـ ابزار تولید غیراستاندارد ـ فروش پایین ـ کیفیت پایین تولیدات از جمله نقاط ضعف یک موسسه است . هر فرد در پذیرش خطر بنا به شخصیتی که از کودکی در او شکل یافته و یا بعلت تحصیلات که انجام داده و یا به دلیل فرهنگ جامعه ای که در آن بزرگ شده است دارای رفتارها و واکنش های گوناگون است به همین دلیل نیز سازمان ها که مجموعه ای از افراد است نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد و ناگزیر سازمان در پذیرش خطر دارای واکنش های متفاوتی است . بر این اساس مدل های متفاوتی از مدیریت خطر شکل گرفته است و ما در این جا مراحل هفت گانه ذیل را به عنوان یک نمونه تقریباً استاندارد ارائه می دهیم .
مراحل اول شناخت خطر : خطرات همواره وجود دارند چگونه بایستی آنها را شناخت ، جمع آوری اطلاعات از منابع مختلف شامل افراد ، گزارشات ، مشاهدات و بالاخره از ارزیابی های محیط پیرامون روش کلی جمع آوری اطلاعات جهت شناخت خطر شامل کارگاه ها ، سناریوها ، مشورت ها و تحقیقات می باشد . این اطلاعات سپس می تواند با مشورت با گروه های ذی نفع در سازمان تحلیلگران زیست محیطی و برنامه ریزان استراتژیکی هماهنگ و منطبق گردد .
مرحله دوم : ارزیابی اثرات خطر . پس از شناخت خطر به شرح مرحله اول پاره ای از ارزیابی برای اثرات احتمالی آن بایستی صورت پذیرد که ممکن است شامل برآورد رقمی خطر به طرق مختلف مانند تحقیقات بازار مدل سازی کامپیوتری ، تجزیه و تحلیل هزینه در مقابل درآمد و یا تست های احتمالات آماری و تجزیه و تحلیل میزان حساسیت ها و بالاخره ممکن است براساس قضاوت های فردی باشد .
مرحله سوم : نقشه سازی خطر
در این مرحله منظور میزان اهمیت بحرانی بودن خطر است و احتمال هرکدام از این میزان هاست .


مرحله چهارم : ثبت خطرات
ثبت خطراتی را که شناخته شده اند همراه با احتمال وقوع هر یک . این یک ثبت جامع است که اطمینان می دهد که خطرات دائماً ارزیابی می شوند . از طریق نقشه سازی خطر اطمینان حاصل می شود که خطرات بزرگتر بیشتر مورد توجه هستند . در ثبت خطرات بصورت طبقه بندی گروهی صورت می پذیرد تا خطرات مرتبط بر هم را بیشتر قابل کنترل و دسترسی قرار دهد .
مرحله پنجم : ارزیابی خطر در مقابل توانایی های سازمان جهت قبول آن .
این موضوع نهایتاً تصمیمی از طرف هیئت مدیره خواهد بود . پارامترهایی برای اینکه خطرات بخصوصی مورد قبول قرار گرفته یا رد شده یا مدیریت شوند در نظر گرفته شده است .
مرحله ششم : این مرحله ای است که شامل تصمیم گیری درمورد چگونگی عملکرد با خطر می شود . آیا بایستی از خطر اجتناب کرد ، آن را کاهش داد ، منتقل کرد ، یا قبول کرد . اجتناب به معنی عقب نشینی در مقابل خطرات میزان بالاست .
کاهش دادن به معنی فروکش کردن ، احتمال یا تاثیر خطر از طریق مکانیسم کنترل درختی است انتقال دادن به معنی بکارگیری روش هائی مانند انتقال از خدمات منابع خارجی ، واگذاری به عوامل خارجی ، بکارگیری روش های بیمه ای ، یا بکارگیری حفاظ های ایمنی . قبول به معنی این است که هیچ عملی لازم نیست .
مرحله هفتم : گزارش دادن خطرات .
این مرحله شامل آگاه سازی تمامی سازمان از خطراتی که رودرروی سازمان می باشد و چگونگی برخورد با آنها با توضیح اینکه چگونه آنها شناخته شده اند مورد ارزیابی قرار گرفته و بالاخره مدیریت شده است . تنها خطرات بزرگ با میزان احتمال و نتایج آن نیاز به گزارش دارد .
گزارش میزان خطرات بایستی به صورت ناخالص (قبل از اعمال کنترل) و خالص (پس از اعمال کنترل) باشد تا مشخص شود که میزان موثر بودن کنترل ها چگونه بوده است .
روش عملی جهت انجام مراحل فوق می تواند تشکیل گروه مدیریت خطر باشد که این گروه مستقیماً به هیئت مدیره گزارش خواهد داد . توصیه های گروه در برقراری کنترل های داخلی در داخل سازمان نقش خواهد داشت . هم چنین گروه نظارت بر مراحل فوق و موثر بودن آنها را بعهده خواهد گرفت . و اگر نیاز باشد تغییرات جهت بهبود را پیشنهاد خواهد کرد .
نمونه ملموس خطرپذیری اکنون در کشورهای عراق و افغانستان مشاهده می شود . این دو کشور به دلیل خرابی های زیادی که به تاسیسات زیر بنائی آنها وارد آمده است زمینه مناسبی برای پیمانکاران و شرکت های بین المللی فراهم آمده است که در بازسازی این دو کشور نقش موثری ایفا کنند ولی آنچه در این میان روند بازسازی را کند می کند عدم وجود امنیت در این کشورها است . معذلک ملاحظه می شود که بهرحال پیمانکاران و شرکت های بین المللی با قبول خطر مبادرت به عقد قرارداد در این کشورها می کنند و آماده کار در این کشورها می شوند . چگونه به بررسی مراحل هفت گانه ذکر شده می تواند زیربنایی باشد که پاسخ این سوال را می دهد . مثلاً درمورد دیون دو کشور احتمال خطر بالا میزان تاثیر بالا است . پس روش اجرایی بایستی کاهش میزان خطر و کنترل آن باشد .
 

چاپ

 

 
 
 

   تازه های  فناوری اطلاعات

 
 

   سايت های مرتبط

 
 

 
 

Copyright (c) 2007-2009. Farapayam.com. Info@farapayam.com